فیلسوفان بدکردار Nigel Rodgers

ISBN:

Published:

Paperback

336 pages


Description

فیلسوفان بدکردار  by  Nigel Rodgers

فیلسوفان بدکردار by Nigel Rodgers
| Paperback | PDF, EPUB, FB2, DjVu, AUDIO, mp3, ZIP | 336 pages | ISBN: | 4.65 Mb

«هر فلسفه بزرگ اعتراف بنیانگذار آن و مجموعهای از افشاگریهای غیر داوطلبانه از خاطرات شخصی است». فریدریش نیچه«کسی که بهتر از همه فکر میکند، بدتر از همه هم خطا میکند». مارتین هایدگرکتاب فیلسوفان بدکردار که نایجل راجرز و مل تامپسون، دو نویسنده منتقدMore«هر فلسفه بزرگ اعتراف بنیانگذار آن و مجموعه‌ای از افشاگری‌های غیر داوطلبانه از خاطرات شخصی است».

فریدریش نیچه«کسی که بهتر از همه فکر می‌کند، بدتر از همه هم خطا می‌کند». مارتین هایدگرکتاب فیلسوفان بدکردار که نایجل راجرز و مل تامپسون، دو نویسنده منتقد بریتانیایی آن را نوشته اند در نوع خود کتابی استثنایی است. استثنایی بودن این کتاب از این جهت است که انگاره جدا کردن مولف از اثر را با آوردن فکت های غیر قابل انکار یک بار و برای همیشه رد می کند. کتاب در سال 1393 ترجمه شده و انتشارات امیرکبیر برای اولین بار آن را وارد بازار کرده است. استدلال اصلی این کتاب این است که بر خلاف ادراک رایج در حلقه های فلسفه و اندیشه، تفکر را به هیچ عنوان نمی توان از زندگی شخصی جدا کرد.

از این جهت، این کتاب یک کتاب منحصر به فرد به حساب می آید.فیلسوفان برای 2500 سال مکررا با این پرسش روبرو بوده‌‌اند: تفکر خردمندانه فیلسوفان با زندگی آنها خارج از سالن‌های سخنرانی چه ارتباطی دارد؟ البته منطقی است از فیلسوفان انتظار داشته باشیم که رفتار منطقی‌تر و موقرتری داشته باشند که نشان دهد آنها خود تا حدی به آنچه می‌گویند عمل می‌کنند. واژه «فیلسوف» به معنای دوستدار خرد است که به معنی این است که فیلسوف باید باشخصیت، و به صورت بی غرضانه به دنبال خیر و حقیقت باشد.

بسیاری با این ‌ایده‌آل زیسته‌‌اند. اسپینوزا در هلند قرن هفدهم و کانت در آلمان قرن هجدهم هر دو مردانی گوشه گیر اما شرافتمند بودند. اگرچه اسپینوزا مردی عزلت گرا بود اما عزلت گرایی او در نتیجه افکار دگراندیشانه و کمتر قابل پذیرش او در آن زمان به او تحمیل شد. کانت که در یک عصر راحت‌تر زندگی می‌کرد مردی به شدت اجتماعی بود که همیشه دوستان و همکاران نزدیکش را می‌خنداند. با وجود این، هر دو نفر آنها در برابر وسوسه ورود به زندگی عمومی مقاومت کردند. هرچند به هر دو نفر کرسی‌های بسیار مهم دانشگاهی پیشنهاد شد، هر دو ترجیح دادند تا به جای اینکه مورد تشویق قدرتمندان –یا همان هوراهای رسانه‌ای امروز خودمان- قرار بگیرند، از طرف تعداد بسیار کمتری از دانشجویان و یا همکاران نقد شوند.اما دیگران –و گاهی معروف‌ترین‌ها- تسلیم شدند.

شهرت، سکس و قدرت –و گاهی هر سه، و هر از گاهی هم پول- آنها را فریفت و از برج عاج به پایین کشید تا تفکر درخشان آنها را در جهانی که احترام کمی برای علم و دانشگاه قائل بود، به خدمت بگیرد. برخی اوقات آنها بدرفتاری کردند و گاهی رفتار آنها تاسف آور بود. فیلسوفانی که در فضای روشنفکری خدایگونه بودند، ممکن بود در جهان پول و قدرت شرمنده‌ترین کودکان باشند. تاسف بارترین یا بدترین مورد از این دست می‌تواند مارتین هایدگر باشد که در سال 1933 از عزلت‌گاه خود در جنگل سیاه خارج شد تا تبدیل به یک تبلیغات چی بدنام رژیم تازه به قدرت آمده نازی شود.

فلسفه دیکتاتور مآبانه او که آنچنان با حرارت از آن دم می‌زد چندان به دردش نخورد. نازی‌ها هم مثل اغلب دیکتاتوری‌ها دوست داشتند به جای سر و کله زدن با یک نابغه غیر معمولی، با تعداد زیادی آدم معمولی و توسری‌خور کار کنند. در واقع، هایدگر در سال 1933 در پست خود به عنوان رئیس دانشگاه ماربورگ دچار مشکل شد اما در سی و یک سالی که پس از سقوط رایش سوم زیست، هرگز قبول نکرد که اشتباه کرده است. در آن سوی قطب سیاسی، ژان پل سارتر رهبر هستی‌گرای بسیاری از باشندگان میانه قرن بیستم، حتی مدت زیادی پس از افشای بلاهایی که در گولاگ‌ها بر سر انسان‌ها می‌آمد، کمونیسم شوروی را تبلیغ می‌کرد.

راجرز و تامپسون همچنین نشان داده اند که سیمون دوبوار که یکی از ستون های اندیشه فمنیسیم است خود به هر زنی رسید او را له کرد و گواهی تدریس او که همجنس باز بود، به دلیل تجاوز مکرر به دختران دانش آموز و دانشجو برای همیشه در فرانسه تعلیق شد.سیاست تنها حوزه‌ای از زندگی نیست که اغلب در تضاد با فلسفه قرار می‌گیرد.

برتراند راسل بعد از اینکه در سال 1913 کتاب مهم خود به نام مبادی ریاضیات را با کمک آلفرد نورت وایتهد نوشت، احساس کرد وظیفه دارد در مورد مشکلات کوچک‌تر انسان‌ها مثل ازدواج، زادآوری و روابط جنسی هم موعظه کند. او به شدت کار می‌کرد –روزی حدودا 2000 کلمه می‌نوشت- و قوانین را بر اساس تفسیر یک انسان ترقی‌خواه ابتدای قرن بیستم بازنویسی کرد. اما زندگی زناشویی خود او به هیچ عنوان یک زندگی نمونه نبود. سه طلاق تلخ قلب‌ها و خانواده‌های او و اطرافیانش را در هم شکست و باعث شد که بازماندگان او به طرز مصیبت باری زندگی‌های از هم پاشیده خود را نظاره کنند.

زن بازی‌های دائمی او باعث شد به او لقب زن باز فلسفی و برتی کثیف بدهند. حتی نگرش‌های سیاسی او هم آشفته و پر اشتباه بود. او که به خاطر راه انداختن کارزارهایی علیه بمب اتمی معروف بود و چند سال قبل هم به خاطر مخالفت ذاتی با جنگ، مخالف جنگ جهانی اول بود، در دهه 1940 خواهان حمله اتمی پیشدستانه به شوروی بود. این در حالی بود که شوروی در آن زمان هنوز بمب اتم نداشت.فیلسوفان دیگری که علاقه‌ای به سیاست نداشتند نظراتی را ارائه کردند که بر روی کاغذ کاملا منطقی به نظر می‌آمدند و نگرش‌های جدیدی به جهان را پیشنهاد می‌دادند. مریدان نیمه مدهوش آنها از آنها مرشدان و یا حتی پیامبران بی‌نقصی می‌ساختند.

در دهه 1930 و 1940 لودویگ ویتگنشتاین زندگی فلسفی در کمبریج را به طور کامل در تسخیر خود داشت. پیروانش چنان تحت تاثیر او بودند که حتی شیوه لباس پوشیدن او را تقلید می‌کردند. ویتگنشتاین با ریاضت زندگی می‌کرد. او ثروت سرشاری که به ارث برده بود را نخواست و از هر نوع آسایش در محیط دانشگاهی پرهیز کرد تا یک زندگی شبیه راهبان و تارکان دنیا را ادامه دهد. چنین دیدگاهی قابل دفاع است. بسیاری از عارفان و قدیسان از علقه‌های شخصی و ثروت خود گذشتند تا بر افکار خود متمرکز شوند و ویتگنشتاین هم بر اساس خلق و خویش باید در شمار بزرگ‌ترین مرتاضان تاریخ به حساب آید.

اما در محیط منظم دیرها و صومعه‌ها این خودآزاری‌های خودنمایانه به سمت حمد و ستایش خداوند و نه خودستایی، هدایت و کنترل می‌شود. برای ویتگنشتاین که زمانی برای زندگی در یک دیر ثبت نام کرده، اما به دلیل مناسب نبودن رد شده بود، چنین ریاضت کشی به یک زندگی شخصی خشک و شخصی منتهی شد. خرافه‌گرایی و برخی اوقات خشونت فیزیکی که او به همراه افکار به غایت هوشمندانه خود مطرح می‌کرد از زندگی شخصی مساله دار او سر بر می‌آورد.

او که در یکی از تشبیهات فوق العاده‌اش گفته بود «به مگس راه خروج از بطری را نشان دهید» خود زندگی بسیاری از پیروانش را نابود کرد و در نهایت تنها اندکی از آنها توانستند بعد از اینکه مرادشان هر بلایی بر سر آنها آورد، تبدیل به فیلسوفانی واقعی شوند.احتمالا برای ناآگاهان هیچ فیلسوفی خطرناک‌تر از فریدریش نیچه نیست و مسلما امروز هیچ فیلسوفی محبوب‌تر و حتی مد روز‌تر از نیچه نیست. از آنجا که چاپخانه‌ها موجی از کتاب‌هایی که در مورد زندگی و آثار او نوشته شده را وارد بازار می‌کنند، مارکس و بقیه متفکران پشت آوازه او گم شده‌‌اند.

از آنجا که بیشتر روانشناسان هم مثل فیلسوفان به جای ارائه یک نظام تفکر تنها به تکرار کلمات قصار بسنده می‌کنند، این بندباز روشنفکر (این اصطلاحی است که خودش به کار برده) لاف بر هم زدن نظام‌های قوانین موجود را می‌زند. از همه چیز گذشته، او ادعا می‌کند که به زندگی آری می‌گوید و نه تنها سنت‌های یهودی-مسیحی، بلکه حتی سنت‌های افلاتونی، بودائی و دیگر سنت‌ها را به خاطر اینکه زندگی را نفی می‌کنند، نفی می‌کند.

او اغلب این کار را به بدترین وجه ممکن و با ستایش از دیکتاتورهایی مثل چزاره برجیا که از نظر وی مصداق ابرانسان ‌ایده‌آل اوست، انجام می‌دهد. او به سختی به اجداد مسیحی‌اش اهانت می‌کرد و بعدا حتی نگاه مسیحیت به سکس را به طرز وحشتناکی منفی دانست.نیچه متهم به خیلی اتهامات از جمله «پدر خواندگی فاشیسم» شد که این اتهام در دوره‌هایی مجددا تکرار شده است.

نیچه را نمی‌توان به بی بند و باری متهم کرد چرا که او زندگی جنسی نداشت. تنها رابطه از راه دور جدی که او برقرار کرد، رابطه او با لو سالومه بود که هرگز از یک بوسه بر روی گونه فراتر نرفت و به جواب رد تحقیر آمیز لو سالومه منتهی شد. اگر او (به احتمال زیاد) بر اثر سفلیس نمی‌مرد، می‌شد گفت که او در هنگام مرگ پسر بود.دکارت می‌گفت «بزرگ‌ترین انسان‌ها قابلیت انجام بزرگ‌ترین بدی‌ها و بزرگ‌ترین فضائل را دارند».

کسانی که در فلسفه به دنبال راه حلی برای سرگشتگی خود می‌گردند باید بدانند فلسفه همانطور که راهنمایی می‌کند، می‌تواند فریب دهد و به گمراهی بکشاند. رفتار بد، غم انگیز و حتی گاهی دیوانه وار فیلسوفان را نباید برخی رخدادهای غیر ارادی دانست چرا که این رفتارها با تفکرات آنها بی ارتباط نیستند.

برخی مواقع زندگی آنها بر افکارشان اثر می‌گذارد و یا این افکار را شکل می‌دهد. از نظر تامسون و راجرز، پیش از آنکه توصیه‌های فیلسوفان را جدی بگیریم و به آنها عمل کنیم باید ببینیم چگونه بزرگ‌ترین فیلسوفان –آنها فیلسوفان بزرگی بودند- زندگی کرده‌‌اند و چگونه تصمیم گیری‌های آنها در زندگیشان تفکرات آنها را تایید یا نفی کرده‌‌اند. کتاب فیلسوفان بدکردار تلاش کرده تا این گفته های پراکنده از بزرگ ترین پژوهش های جهان را در کنار زندگی شخصی هشت فیلسوف اروپایی بررسی و تز خود را اثبات کند.



Enter the sum





Related Archive Books



Related Books


Comments

Comments for "فیلسوفان بدکردار":


eestigfx.eu

©2012-2015 | DMCA | Contact us